| جوکهای اسفند 90 |
| ساعت ۱٢:٤٦ ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جوک لری ،جوک جنتی ،جوک اراکی، جوک ترکی ،جوک پ ن پ |
|
بنام خدا 1. لره داشت با دختری تلفنی صحبت می کرد. دختره بهش گفت تو خوش تیپی؟ گفت: برات پیتو ایشناسی مه در پیتشونم!! گفت: تلسکوپ را بالای شمسالعماره کار گذارند تا شاه هر از گاهی برود و
خانه های مردم را رصد کند.
در یکی از رصدها، شاه مردی را دید که روی پشت بام خانهای ایستاده در گوشهای، معامله ی خودش را به سمت مقعد خودش فشار میدهد.
شاه خوب که نگاه کرد و رصد کرد دید هدف مرد گویا فرو بردن آن معامله به مقعد خودش است!
دستور داد تا بروند آن مردک پدر سوخته را بیاورند تا او را موأخذه کند.
مرد را آوردند. شاه گفت: مردک، روی پشت بام چکار میکردی؟
مادر به خطا! معامله خودت را در سوراخ خودت میکردی؟
مرد با ناله گفت: اعلاحضرت همایونی، ولله ما این معامله را در ماتحت هرکسی فرو کردیم بختش باز شد و از زیر دست ما که جَست وزیر و وکیل و خان شد!
گفتیم: کمی هم این معامله بختگشا را در ماتحت خودمان فرو کنیم تا بختمان باز شود .
شاه از جواب مرد خندهاش گرفت و دستور داد تا ۵ تومان به عنوان انعام این خنده به او بدهند.
مرد ۵ تومان را که گرفت رو کرد به شاه و گفت:
اعلاحضرت شما خندیدید، مزاح گرفتید، اما خودتان دیدید که این معامله هنوز به لب سوراخ ماتحت ما نرسیده ۵ تومان عاید ما کرد، تا چه رسد که فرو رود!!
11. . لره می میره می برنش بهشت. یه عطسه می کنه و یه دفعه یه حوری ظاهر می شه و لره تا شب بهش خیلی خوش می گذره. فردا دوباره زور می زنه که عطسه کنه یه فعه می گوزه و یه قلمان سبیل کلفت میاد و تا شب دهنشو آسفالت می کنه. لره آخر شب به خدا اعتراض می کنه که مه ایخوام برم جهنم. می گه چرا؟ می گه مه روزی صد دفعه ایگوزم و شاید سالی یه بار عطسه کنم!! خوش باشید |
|
| جوکهای بهمن ماه 90 |
| ساعت ۱:٤٩ ق.ظ روز جمعه ۳٠ دی ،۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جوک لری ،جوک ترکی ،جوک قزوینی، جوک شیرازی ،جوک جنتی |
|
سلام دوستان خوب. امتحانات رو به اتمام است و از غم و غصهاش داریم راحت میشیم. یه چندتا جوک رسیده که براتون می ذارم. تعدادی جوک سیاسی و تعدادی غیر سیاسی. جوکهای سیاسی بدیشان این است که مصرف روزانه دارند و بعد از چند وقت بسیار بیمزه می شوند. 1. ایران برای بستن تنگه هرمز قصد دارد سردار فیروزآبادی را به آب بیندازد!! عامو هم پُشَم هم بیام خو من پُ میشم، تو بیو!! 18. لره می ره تست بازیگری بده بهش می گن نقش بچه کوچیکا رو بازی کن اونم می رینه تو شلوارش!!
19. گل قلو، گلوم گلو، گلوم گلون، گلو بلوم، گلن گلون، نماز جمعه تهران آیت اله جنتی در حال گفتن جایزه گلدن گلوب!! 20. به لره می گن چند نوع گردن بند داریم اونم می گه 3 نوع: 1- گردن بند طلا 2- گردن بند نقره 3- گوز! بهش می گن مگه گوزم گردنبنده! می گه ایما وقتی ایگوزیم ایندازیم گردن همدیگه!! 21. لره می بینه یه جایی خیلی شلوغه می ره جلو و از یکی می پرسه: ایگوم ایچه سی چی شلوغ بی؟ اونم می گه لرا را اعدام می کنن! لره هم با لهجه غلیظ کتابی می گه : برای چه چیزی عزیز دلم!! 22. فرهنگ لغات جدید: کورتاژ= پودر لباسشویی مخصوص نابینایان! هواکش= فحش ناموسی آقای جنتی هنگام دعوا به حضرت آدم(ع)! کلیمانجارو=علی دایی خطاب به کریم باقری در زمین فوتبال به معنی کریم اونجارو! مشروبات= روبات رفته به مشهد!! 23. لره در مراسم رمی جمرات چنان با شدت سنگ می انداخت که شیطون تو بلندگو اعلام کرد آهای کرمعلی از لرستان آرامتر!! 24. به یه پیرمرد لر دم مرگ خبر می دن که تو قرعه کشی بانک صد میلیون برنده شدی! حالا که داری می ری با اون پولت چیکار میخواهی بکنی؟ اونم گفت: وصیت ایکنم با ای پیل همه جا مستراح درست کنید تا همه مردم برینن به شانس مه!! 25. شعر نوی لری: تو بیدی رفته بیدی پشت بیدی ریده بیدی گفته بیدی مه نبیدیم ها تو بیدی ها تو بیدی(نیما لریچ)!! 26. لذتی که به هنگام تعجب در کلمه باع است در گفتن کلمه Oh my god نیست! دکتر علی شریعتی هنگام تبعید در اراک!! 27. اگه دیدی شبا خوابت نمی بره فقیر نیستی، گرسنه نیستی، جات گرمه و مشکل خاصی نداری، نگران نباش تو دچار بیداری اسلامی شدی!! خوش باشید
|
|
| جوکهای دی ماه 90 |
| ساعت ۸:٥٤ ب.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ،۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جوک لری ،جوک جنتی ،جوک هواپیمای بی سرنشین ،جوک ترکی |
|
بنام خدا 20. پسر بچه 8 ساله در حالی که مگس کش تو دستش بود و خیره شده بود به مگسهایی که رو شیشه پنجره در حال جفتگیری بودند از مادرش پرسید ؟
|
|
| جوکهای آذر ماه 90 |
| ساعت ٥:٥٠ ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جوک لری ،جوک هدفمند کردن یارانه ها ،جوک پـَـَـ نَ پـَـَــــ ،جوک جنتی |
|
بنام خدا 10. په نه په های جدید:
دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم… رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟ پـَـ
نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس! داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود… خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف، که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟ یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم! راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟ یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى بود یا نه! تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده می گه چیزی شکوندی؟ پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین! کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار. گفت واسه صبحونه؟ پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون! خواهرم از بیرون میاد خونه… میبینه پشت سیستمم… می گه کامپیوتر روشن کردی؟ پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه! تو هواپیما نشستم دارم دعا میخونم بغل دستیم میگه دعا میکنی سالم برسی؟ پـَـ نه پ َــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا میکنم سقوط کنیم! زنه شکمش اومده جلو، رفیق ما می پرسه این خانم حامله است؟ پـَـ نه پَــ، این زن آقا گرگه است، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده به شوهرش! کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـَـ نه پَــ، می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام! دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم! یه توپ دارم قلقلیه… پـَـ نه پَــ، می خواستی مکعب مستطیل باشه! سرخ و سفید و آبیه… پـَـ نه پَــ، زیتونی و نقره ای و سبز یشمیه! می زنم زمین هوا می ره… پـَـ نه پَــ، زمینو سوراخ می کنه می ره تو زیر زمین، بقله دبه ترشیا! نمی دونی تا کجا می ره… پـَـ نه پَــ، بنده خط کشم، می دونم دقیقا کجا می ره! من این توپو نداشتم… پـَـ نه پَــ، داشتی! الان اسکلی داری خاطره تعریف می کنی! مشقامو خوب نوشتم. بابام بهم عیدی داد… پـَـ نه پَــ، می خواستی دم عیدی بخوابونه تو دهنت! یه توپ قلقلی داد… پـَـ نه پَــ، تو این گرونی می خوای سویچ لکسوز بهت بده! زنگ زدیم ۱۱۰ می گم آقا این جا دزد اومده، ما گرفتیمش لطفاً کسی رو بفرستید. می پرسه می خواهید ازش شکایت کنید؟ پـَـ نه پَــ، زنگ زدیم بگیم وسیله همراش نیست شما تا یه جایی برسونیدش، تو خیابون نمونه این موقع شب! بسته سیگارمو گرفته که از توش سیگار برداره… می گه اِ اِ اِ همین یه نخه؟ پـَـ نه پَــ، این یه دونه چشم گذاشته، بقیه رفتن قایم شدن! به برادرم می گم تلویزیون رو بزن کانال دو… می گه روشنش کنم؟ پـَـ نه پَــ، تو بزن دو… من هُل می دم روشن شه! به مامانم می گم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام، هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان… می گه: یعنی زن می خوای پدرسوخته؟ می گم پـَـ نه پَــ، یه داداش توپول موپول می خواستم روم نمی شه به بابا بگم. رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان. مسئول اونجا می گه: اومدی عیادت؟ پـَـ نه پَــ، اومدم ۲ تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم! به داداشم می گم برو عصای آقاجون رو بیار؛ می گه مگه آقاجون می خواد بره؟ پـَـ نه پَــ، می خواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه! هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم… آمپولا رو دادم به پرستاره… می گه آمپول بزنم؟ پـَـ نه پَــ، توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم! نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس. راننده می گه: می خوای سوار شی؟ میگم پـَـ نه پَــ، اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم! همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ می گه می خوای غذا درست کنی؟ پـَـ نه پَــ، می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره! •دیشب شب اول قبرم بود، نشسته بودم بالای سر جنازم، یکدفعه دیدم دو نفر اومدن تو قبرم! با ترس گفتم: شما نکیر و منکرین!!!؟ دو نفری با هم جواب دادن: پـَـَـ نــه پـَـَــ ، کامران و هومن هستیم، اومدیم بهت بگیم
تو خودت نمره بیستی . . . . !!!!!؟ 11. اگر لاسوگاسبیاید پارک جمشیدیه! جنتی یک ساعت در دانشگاه تهران رقص عربی کنه! نیروی انتظامی به هر خونه یک دیش هدیه بده! اندی در پارک دانشجو برنامه اجرا کنه! داریوش توی مهدیه تهران بخونه! بنزین بشه دوباره لیتری 100 تومن! لیدی گاگا بشه مجری برنامه زلال احکام! بازم در انتخابات شرکت نمی کنیم!! 12. دوستان خوب مثل تیکه های پازل می مانند! یکیشون نباشه پازل کامل نمیشه! تو یکی از اون تیکههایی هستی که هیچوقت نیستی و ریدی به پازل!!... 13. آیت اله حنتی اعلام کرد حرکات شیث و نصرتی خاطرات قوم لوط را برای من زنده کرد!! 14. زن، چراغ خانه است
می گویند زن، چراغ خانه است. اما لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار "چلچراغ" شده اند و بعضی ها هم تمایل به "صرفه جویی در مصرف برق" دارند! با این حساب می شود این تعاریف را نیز ارائه داد: دوست دختر: چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گویند. تحقیقات نشان داده این لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتیله گردسوز) می باشد که در شرایط اضطراری، روشنایی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و یک فوته!) معشوق: لامپ مهتابی! (در راستای رمانتیک بودن قضیه!) همسر موقت: لامپ کم مصرف! همسر دائم: همان چراغ خانه همسر مطلقه: لامپ سوخته! همسر ایده آل: چراغ جادو! (هردو افسانه اند!) و اما شعر مرتبط: با غول چراغ، آرزویی بکنید از او طلب فرشته خویی بکنید یک دانه بس است زن، مگر نشنیدید خواهشا"در مصرف برق صرفه جویی بکنید 15.
کمر درد ناموسی
یه روز صبح یه مریض به دکتر جراح مراجعه میکنه و از کمر درد شدید شکایت میکنه.
دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه: خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد گرفتی؟ مریض پاسخ میده: «من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!!
در بالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.» من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله. مریض بعدی میاد و دکتر بهش میگه: به نظر میرسه که تصادف بدی با یک ماشین داشتی. مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟
مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود. ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم. من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم،شما باور نمیکنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من! وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره. دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی؟!» خب، راستش توی یه یخچال بودم که یهو یه نفر اون را از طبقة سوم پرتاب کرد پایین
16. هیچ قرنی به اندازه قرن بیستم به من سخت نگذشت! نمیر کبیر ایران آیه اله جنتی!!
|
|
| جوکهای آبان ماه 90 |
| ساعت ٥:٠٤ ق.ظ روز جمعه ٢٢ مهر ،۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جوک اختلاس ،جوک لری ،جوک هدفمند کردن یارانه ها ،جوک ترکی |
|
بنام خدا
9. مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه…
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم…آخه من 25 سال رانندهی ماشین حمل جنازه بودم" !!!
از ردیف جلوی تماشاچیان، صدایی با لهجه غلیظ ترکی سکوت را شکست: "خب دست نزن پدر سگ! "
23. یه روز لره یکی رو تو خیابون می بیبینه و بهش می گه آقا مو شمانه تو دبی ندیدمه. یارو هم می گه نه آقا من اصلا تو عمرم دبی نرفتم. لره هم می گه مو هم اصلا نرفتم احتمالا دو نفر دیه بیدند!! 24. قزوینه می ره تیم پرسپولیس و می گه میخوام تو این تیم بازی کنم! بهش می گن تو کدوم پست بازی می کنی می گه تو پست شادی پس از گل!! 25. لره با زنش دعواش می شه و بعد برقو خاموش می کنه زنش می گه سی چی برق خاموش کردی؟ می گه جواب ابلهان خاموشی است!! 26. ضرب المثل قزوینی: پشت سر هر مرد موفق یه یک مرد موفق دیگر ایستاده است!! 27. یه پسربچه کلاس اولی به معلمش میگه :
خانوم معلم من باید برم کلاس سوم معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟ اونم میگه : آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال کردن خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه نه تا دوباره میپرسه نه هشت تا چند تا میشه اونم میگه هفتادو دو تا همینجوری سوال میکنه و پسره همه رو جواب میده دیگه کف میکنه به معلمش میگه به نظر من این میتونه بره کلاس سوم خانوم معلم هم میگه بزار حالا چند تا من سوال کنم میگه پسرم اون چیه که گاو چهار تا داره اما من دو تا دارم؟ مدیره ابروهاشو بالا میندازه که پسره جواب میده : پا دوباره خانوم معلمه میپرسه: پسرم اون چیه که تو توی شلوارت داری اما من تو شلوارم ندارم مدیره دهنش از تعجب باز میشه که پسره جواب میده : جیب دوباره خانوم معلمه سوال میکنه: اون چه کاریه که مردها ایستاده انجام میدن اما زن ها نشسته و سگ ها روی سه پا تا مدیره بیاد حرف بیاره وسط پسره جواب میده : دست دادن باز معلمه سوال میکنه : بگو ببینم اون چیه که وفتی میره تو سفت و قرمزه اما وفتی میاد بیرون شل و چسبناک مدیره با دهان باز از جاش بلند میشه که بگه این چه سوالیه که پسره میگه: آدامس بادکنکی دیگه مدیره طاقت نمیاره میگه بسه دیگه این بچه رو بزارید کلاس پنجم من خودم همه سوالهای شمارو غلط جواب دادم. 28.برای آقایان یک روز ایده آل با کله پاچه شروع میشه و با پرو پاچه تمام میشه!!
29. من دوو تا بینز...دوو تا کرخانه....دوو تا شیرکت....دووتا خنه دارم....اما چی فایدا....این لهجه ریده تو همش!!
شاد باشید |
|
| جوکهای مهرماه 90 |
| ساعت ۸:٤۸ ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جوک پـَـَـ نَ پـَـَــــ ،جوک اختلاس بانک صادرات ،جوک جنتی ،جوک لری |
|
بنام خدا 1. پـَـَـ نــه پـَـَــــ
دوستم گفت هر وقت نا امید شدی برو کوهستان و داد بزن امیدی هست؟ جواب میاد هستـــ هستـــ هست .....
من هم رفتم کوهستـان و داد زدم امیدی هست؟ جواب اومد پـَـَـ نــه پـَـَــــ پـَـَـ نــه پـَـَــــ پـَـَـ نــه پـَـَـــــ ..... ! ماشین رو پارک کردم شمارمو گذاشتم زیر برف پاک کن! زنگ زده میگه پراید مال شماست؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ بی ام و بقلی مال منه! شماره مو گذاشتم رو پرایده ریا نشه یه جوش اندازه گلابی رو دماغم زده ، دوستم دیده میگه جوشه ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قسمتهای مهم صورتمو علامت زدم ،تو امتحان میاد.) جارو دستم بود داشتم میرفتم اتاقمو جارو بزنم ... عمه ام دید گفت داری میری جارو بزنی؟ پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم بچه ها بیان قسمت ده هری پاتر رو بسازیم ! رفتم حموم داد زدم میگم این آب چرا ســـــــــرده؟!!!! بابام میگه داری دوش میگیری؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ دارم تمرین های دوره غواصی رو تو تشت دوره میکنم! روز ظهر عاشورا قابلمه به دست افتادیم تو خیابون .دوستم ما رو میبینه می گه:دارین میرین نذری بگیرین؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَـ پسرخاله ام کنسرت هِوی مِتال داره من امشب تو گروهش نوازنده ی قابلمه ام خربزه خریدم اومدم خونه،خواهرم میگه خربزه است؟ میگم پَـــ نَ پَـــ هندونه است داره مسخره بازی در میاره پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه زیر شلواری براش گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پـَـَـ نَ پـَـَــــ و زهرمار، سوار شو بریم…
میگم کلانتری؟ میگه پـَـَـ نَ پـَـَــــ میبریمت لندن با پله و مارادونا هم دوتا عکس بندازی!! از فرنود می پرسن شوشولتو خودت میشوری ؟ میگه پَــــ نَ پـَـَـ میندازم تو ماشین لباسشویی !! قاتل روح اله داداشی را بردند زندان از همبندیش می پرسه حالا من را اعدام می کنن اونم می گه په نه په می برندت مرحله دوم تا محراب فاطمی را بکشی!! 2. دوست پسر از بین نمی رود 5. برا حیونا کشتی می سازه اما برا پسرش یه دوچرخه نمی سازه! از دفترچه خاطرات جنتی در باره پسر نوح!! کریستوف کلمب مجرد بود. چرا؟
چون اگر کریستوف کلمب ازدواج کرده بود ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند. چون
بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ایباید وقتش را به جواب دادن به همسرش در مورد سوالات زیر می گذراند : - !کجا داری میری؟
-! با کی داری میری؟ -! واسه چی میری؟ -! چطوری میری کشف؟ -! برای کشف چی میری؟ -! چرا فقط تو میری؟ -! تا تو برگردی من چیکار کنم؟ -! می تونم منم باهات بیام؟
-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
-! بده لیست نفراتتو ببینم -! حالا کِی برمی گردی؟
-! واسم چی میاری؟ تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی? اینطور نیست؟!ا -جواب منو بده !ا
-! منظورت از این نقشه چیه؟
-! نکنه می خوای با کسی در بری؟ -! چطور ازت خبر داشته باشم؟ -! چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟ -! من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟ -! مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟ -! تو همیشه اینجوری رفتار می کنی -! خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟
من هنوز نمی فهمم? مگه چیز دیگه ای هم برای کشف کردن مونده!ا
!چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟
-! اصلا من می خوام باهات بیام واسه چی؟؟ خوب دوست دارم اونا هم باهامون بیان!ا
آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن..!!ا.ا
12. چند روز پیش تو تاکسی صندلی عقب نشسته بودم،یه خانومه با پسر 5-4 ساله ش جلو نشسته بود.یهو پسره رو کرد به مامانش گفت ..مــامــان ... یادته اونروز خونه ی دایی اینا گوزیــدی؟!مامانه بیچاره یه دفعه سرخ شد ،گفت مرســـی آقا! ما همین جا پیاده میشیم!راننده بدبخت هنوز کامل وانستاده بود،زنه درِ ماشینو با عجله باز کرد،یه موتوری هم اومد زد درِ ماشینو سرویس کرد!رانندهه پیاده شد دودستی زد تو سرش گفت:خانـــــــــــــوم! گوزیدی که گوزیدی!منم میگــوزم! این آقام میگــوزه !زدی ریـــــــــدی تو درِ ماشین!!!!!?؟
13. مردی در 70 سالگی 700 میلیون بهش رسید.. او با پولش 700 دستشویی ساخت.. گفتند : چرا این کارو کردی..!؟ گفت : پولی که تو این سن به ادم میرسه باید توش رید!!!!!! 14.مردم دنیا زمان رو 3 حالت مے بینن، اما ما ایرانیا 4 حالت..؛ زمان گذشتہ ، زمان حال ، زمان آیندھ، زمـــان شـــاہ.....!!!! . 15به غضنفر گفتن چطوری ایدز گرفتی؟گفت:از توالت فرنگی!گفتن یعنی چی؟گفت:وقتی نشستم فهمیدم نفر قبلی بلند نشده بود!!!!؟
16. با انتخاب رویانیان به عنوان سرپرست باشگاه پرسپولیس استقلالی بودن هم به جرایم رانندگی اضافه شد!!
مناجات غضنفر :
خدایا
گناهانم را نادیده بگیر
همانگونه که دعاهایم را نشنیده می گیری … !
.
.
.
اگه کسی بهت گفت اسب میزنی تو دهنش
اگه نفر دوم بهت گفت اسب بهش میگی احمق
اگه نفر سوم بهت گفت اسب بهتره برای خودت یه زین بخری !
مناجات غضنفر :
پروردگارا ..
مرا آن ده که خودم بیشتر حال می کنم..!
عواقبشم با خودم !
.
.
.
- آخه تو آدمی؟؟؟؟؟
- پَ نه پَ؛ تو آدمی!
بخشهایی از مکالمۀ آدم و حوا !!
.
.
.
اولی: هیچ فحشی بدتر از این نیست که یه پسر به ادم شماره ایرانسل بده
دومی: تو این اوضاع بی شوهری اگه کد پستی هم دادن باید بگیری !!!
17.
قرقره چای سبز
زنی با صورت کبود رفت سراغ دکتردکتر پرسید: چی شده؟
زن گفت: دکتر، هر وقت شوهرم مست می یاد خونه، منو زیر مشت و لگد می گیره دکتر گفت
هر وقت شوهرت مست اومد خونه
یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن
و این کار رو ادامه بده
دو هفته بعد، زن با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت
زن گفت: دکتر، قرقره چای سبز فوق العاده بود
هر بار شوهرم مست اومد خونه
من شروع کردم به قرقره کردن چای سبز وشوهرم دیگه به من کاری نداشت
و الان رابطمون خیلی بهتر شده
حتی اون کمتر مشروب می خوره
دکتر گفت
می بینی؟ اگه جلوی زبونت رو بگیری، خیلی چیزا حل می شن
18. در پی اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی بانک صادرات شهرام جزایری خواستار انتقال به بند دیگری شد. او اعلام کرد چون وی را آفتابه دزد خوانده اند دنبال این انتقال است!!
19. اگرچه آب بازی ممنوع است، اگرچه کلاس های مختلط در دانشگاه ممنوع است، اگرچه عشق ممنوع است، اگرچه انتقاد سازنده هم ممنوع است اما شاد و خوشحال باشید که تجاوز و اختلاس آزاد است!! 20. به کوری چشم دشمنان داخل و خارج با حذف چهار صفر از پول ملی مملکت مبلغ اختلاس به سیصد میلیون تومان ناقابل کاهش می یابد!!
|
|
| جوکهای شهریور ماه 90 |
| ساعت ۱٠:٥٢ ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جوک لری ،جوک ماه رمضان ،جوک جنتی ،جوک هدفمند کردن یارانه ها |
|
بنام خدا 1. امروز روز جهانی بیماری های گوارشی است، گوزو روزت مبارک!!
7. اگر دیدید روز قدس راهپیمایی خیلی شلوغ نشد تعجب نکنید بخاطر ماه رمضان از ساندیس خبری نیست!! بعد از مدتی شوهره از تق تق چوب مرد نابینا عصبانی شد و گفت چرا یه تیکه لاستیک سر چوبت نمیکنی. تق تق اش دیوونم کرد
پیرمرد نابینا جواب داداگه تو هم سر چوبت لاستیک می ذاشتی الان ما سوار اتوبوس بودیم...!!!!!!!!!!پس خفه شو!!
22. پایان سال 2012 جنتی رو به خدا! دوباره دوتایی تنها شدیم بیا یه دس گل کوچیک بازی کنیم!!
23. معمولا یک خانم از یک آقا هزار تا چیز می خواد، اما یک آقا ( از بس که آقاست) از هزاز تا خانم فقط یک چیز می خواد!! 24. ترکه می ره عروسی می بینه یکی دلار می ریزه سر عروس یکی تراول! اونم جو گیر میشه کارت عابر بانکشو می کشه وسط باسن عروس!! 25. به گزارش ایرنا: لری که به قصد خودکشی سرش را روی ریل قطار گذاشته بود بعد از واژگونی قطار از محل حادثه گریخت!! 26. به لره می گن بابات به رحمت ایزدی پیوست! می گه رحمت ایزدی دیگه کیه؟ می گن به دیار باقی شتافت! می گه اون که باغ نداشت! می گن از دنیا رقت! می گه کجا رفت؟ میگن رخت بر بر بست! می گه اونکه هیچوقت رخت اضافی نداشت که ببندد! عصبانی می شن می گن بابای خرت مرد! می گه خر من که بابا نداشت!! 27. حضرت یعقوب بعداز دیدار حضرت یوسف(ع) به ایشان فرمود: واقعا برادرهایت تو را به چاه انداختند؟ ایشان هم فرمود: په نه په جنتی من را تو چاه هل داد!! 28. زن لره می گوزه لره شروع می کنه به زدن! زنش می گه آی نزن زن گوزو پسر زایه!! 29. رابطه انسان و مگس از دو حال خارج نیست. یا مگس روی انسان می نشیند که نشان می دهد او یک گهی هست و یا روی او نمی نشیتد که در آنصورت معلوم می شود هیچ گهی نیست!! 30. پیام سعدی به دختران: چو دیگر نباشد امیدی به شوی// زگهواره تا گور دانش بجوی!!
|
|
| لبخند بر لبانت را فیلتر کردند |
| ساعت ٥:۳٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳٩٠ کلمات کلیدی: جوک اصفهانی ،جوک شیرازی ،جوک ماه رمضان ،جوک لری |
|
بنام خدا فرمایشات یک متخصص کامپیوتر
دنیا، متحد شوید!!
7. لره به ترکه می گه اگه ببینم سرم کلاه گذاشتی من میرینم تو اون کلاه!! خوش باشید |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : اسم رامتین امینی یک اسم مستعار است. من به اسم رامتین خیلی علاقه دارم و امین هم از صفات حضرت ختمی مرتبت است. می خواهم اگر وارد این وبلاگ شدید دلتان شاد شود. برایم لطیفه بفرستید ممنون می شوم. پروفایل مدیر : رامتین امینی |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
|
|
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |

